لبخند
جز تو کی میتونه عزیز من باشه کی میتونه تو قلب من جاشه مگه میشه مثله تو پیدا شه همه چیزم آی عزیزم جز من کی واسه دیدن تو حریسه اسمتو رو قلبش می نویسه گونه هاش از ندیدنت خیسه همه چیزم آی عزیزم تو نباشی بیقرارم بد میبینم بد میارم بی تو من حس ندارم سربزیرم گوشه گیرم کاش بمیرم بی تو من همه چیزم آی عزیزم واسه ما دوتا کی بهتر از ما از همین امروز تا آخر دنیا همه چیزم آی عزیزم همه چیز آرومه تو به من دل بستی این چقدر خوبه که تو کنارم هستی همه چیز آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه تو به احساس من همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم میبالم تو به من دلبستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چیز آرومه تشنه چشماتم منو سیرابم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن بگو این آرامش تا ابد پا برجاست حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست رفتی که خاطرات تو را زیرورو کنم رفتی که رفتی که با توهم تو گفتگو کنم این آفتاب سایه تو خانه خانه نیست آواره میکنی که تو را جستجو کنم ای خدای من... دوست داشتم و دارم ، تویی عمر دوبارم بخوای و نخوای ، دلو برات میارم اینو گفتم و میگم، بدون تو میمیرم تو که نیستی من از کی، سراغتو بگیرم
دلم چه بی قراره نشونیتو نداره اگه بی تو بمونه میمیره بی ستاره نگیر ازم بهونه ، صدام کن عاشقونه ببین که وقتی نیستی چه غمی داره خونه نگا کردی تو چشمام ولی عشقو ندیدی تا فهمیدی می خوامت دوباره دل بریدی میمونم پای عشقت اگه بازم بگی نه شاید با رفتن تو بگم به زندگی : نه دلم چه بی قراره نشونیتو نداره... آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جابذار به پای عشق من بمون هیچکس و جای من نیار مهر لباتو روی تن و روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من نیاد اون روزی که دیره واسه ی داشتن عشقم ترسم از اینه که روزی من به یاد تو نباشم دیگه دلسرد بشم از تو برم و با تو نباشم ترس من اینه که روزی روی قولم پا بزارم واسه بدبینی و حرفات تو رو تنها بزارم ترس من از خنده های تلخ و بی روح لب توست کاش بدونی دل تنهام گم شده تو این شب توست ترسم اینه دیر بفهمی عشق پاک و تو نگاهم دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم... یه دنیا درد دل دارم کمی هم همزبونی کن ببین دستام چه می لرزه ببین زخمام چه می سوزه نگاه مات آدمها رو پوستم طعنه می دوزه امون از این غریبی ها امون از دل با کینه نگو این بار تحمل کن نگو خواست خدا اینه نذار که بشکنه قلبم تا وقتی که تو رو دارم تا وقتی که به عشق تو یه دنیا آرزو دارم تو که رفتی غم دوریت خراب و خرد و پیرم کرد دوباره درد تنهایی توی دستاش اسیرم کرد تو که رفتی دلم لرزید آخه باور نمی کردم چه روزایی چه شبهایی که با یاد تو سر کردم هنوزم عاشق و تنهام می خونم از تو با غمهام تمنا می کنم برگرد نمون با من تو این دنیا هنوزم گل تو گلدونه تو ایوون بوی بارونه هوا اینجا هوای توست تا برگردی به این خونه تو ای نامهربون با من... می دونم یه وقتایی دلت برام تنگ می شه تو خیابون و نگاه می کنی از پشت شیشه اون که از پشت درختا می گذره شاید منم که دارم تنهایی با یاد تو پرسه می زنم.... چه بدبخته قناری که بخونه غمش يک قطره بارونه
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل ِ سر سبدِ تو بودم
حس میکنم توو این روزا نمیخوای
یه لحظه هم حتی منو ببینی
کاش میدونستم عشق ِ دیروز ِ من
فردا که شد تو با کی همنشینی
دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم
حس میکنم حضور ِ من کنارت
باعث ِ دلخستگی تو باشه
شاید سفر رفتن ِ من یه فصل ِ تازه ای از زندگی ِ تو باشه
حس میکنم باید ازینجا برم
جایی که هیشکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست
حس میکنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل ِ سر سبدِ تو بودم
دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم
نتونی هم صداش باشی
چقدر سخته که يک دنيا بها باشی
نتونی که رها باشی
چقدر سخته
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار
نتونی همزبون باشی
چقدر سخته
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
غمش يک قطره بارون
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجيِش باشی
چقدر سخته که رفتن راه آخر شه
نتونی راهيِش باشی
چقدر سخته تو خونت عين مهمون شی
بپوسی خسته بيرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سينه داغون شی
چقدر سخته که يک دنيا صدا باشی
ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزديک خدا باشی
ولی غرق ادا باشی
چه بدبخته قناری که بخونه
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
| Design By : Night Skin |
